تبلیغات
✿ ʝiŋ-A 's Fɑŋ¢luß ✿ - My Diaries : 2
مگـﮧ داشـتن یـﮧ رویــا گنـاهـﮧ ؟!

My Diaries : 2

دوشنبه 5 آبان 1393 09:56 ب.ظ

دُخمـل کـاوایـﮯ ـ:) Kiʍ ʝiŋɑ
مـوضـوع آپ:) Diaries ،



سلام دوستای عزیزم!! وای چ هفته ی مسخره ای !! همش درس داریم!

کلا این مدرسه فقط بلده امتحان بگیره !

ببخشید عکسای شمالمو نگذاشتم ، آخه هنوز عکسارو وارد کامپیوترم نکردم

وای چند روزه دستم خیلی درد میکنه ... ما هم که از 365 روز سال 300 روزشو مریضیم

و بیماری های مختلف میگیرتمون !!!

در حال نوشتن داستانم ، وقتی حداقل 2،3 قسمت نوشتم شروع میکنم میزارمش تو وب!

فکر میکنم باحال شه ، داستانم میکسی از داستان پری دریایی + تایتانیکه

تصمیمو واس انتخاب رشته گرفتم ، فکر میکنم معماری رو انتخاب کنم!

ولی هنوزم به انیمیشن علاقه دارم ، الان بین معماری و انیمیشن موندم

ولی فکر میکنم آینده ی معماری تضمین شده تره ..

دلم یه کارتونی فیلمی سریالی چیزی میخواد

مشکل اینجاست که کارتون جدید دیگه نیومده زیاد ، فیلم خارجی هم نمیدونم چی دان کنم،

سریال کره ای هم که دیگه من همه ی سریالای قشنگ و معروفو دیدم تقریبا !!!

دیگه نمیدونم چی مونده واسه دیدن! نمیخوام در حال پخش باشه !

خلاصه داریم توی فیلم دیدن هم سخت پسند میشیم

توی مدرسمون یه دختره هستش یعنی کپی کپی Qri عضو T-ara

وقتی این دختره رو میبینم دلم واسه ی Qri تنگ میشه

کلا 2 تا دختر هستن توی مدرسمون یکی اسمش نیوشائه ( همینی که

شبیه Qri هست ) اون یکی هم پریسا ،

یه احساس خاصی نسبت بهشون دارم! احساس میکنم مثل خودمن ...

ولی چون من فقط 1 هفتس که اومدم این مدرسه و شناختی نسبت بهشون ندارم

و اونا کلی دورتر از من میشینن ، دلم میخواد بیشتر بشناسمشون ...

ولی در کل نمیدونم چرا بچه های دبیرستانمون توی دلم نمیشینن..

تک و توک توشون پیدا میشه که ازشون خوشم بیاد یا قابل تحمل باشن

ولی همین دختره که اسمش پریسائه و ازش خوشم میاد و یه احساس

خاصی نسبت بهش دارم وقتی رفته بودیم باشگاه یهو خیره شد به من 2 ساعت تمام

یه جوری خیره شده بود که هم دوست من گفت این دختره چشمش در آد !

هم دوست اون یعنی نیوشا گفت : پریسا چی شده؟!!

نمیدونم چرا اونجور نگام کرد واقعا جزو اشتغالات ذهنی فکری من شده

آیا از اون طرز نگاه کردنش منظور داشت؟

البته این 2 تا دخترا که ازشون خوشم اومده زیادم درست حسابی نیستنا

هم یخورده پرروئن هم فکر میکنم منفی باشن .. ولی بازم

نمیدونم چرا این احساس خاصو دارم!

خب بروبچ ، منتظر داستانم باشین ، نظر یادتون نره ، بای


BYE




نـظـرآﮮ کـاوایـﮯ:) به پست ثابت نظر بده ( اولین پست )
دستـكـآرﮮ:) چهارشنبه 14 آبان 1393 07:39 ب.ظ